اتاق شلوغی که همیشه بوی «خبر» میدهد؛ سرزمین شایعههای بابک زنجانی
گروهی تلگرامی پر از آیدیهای ناشناس، تحلیلهای شبانه و کاربرانی است که تصور میکنند داستان بابک زنجانی هنوز تمام نشده است.

مهدی خاکی فیروز: اسم بابک زنجانی هنوز هم برای خیلیها جذاب است. فرقی ندارد کسی او را نماد فساد اقتصادی بداند یا تاجری که در سالهای تحریم به چهرهای افسانهای تبدیل شد. کافی است نامش دوباره در رسانهها شنیده شود تا موجی از بحث و شایعه در شبکههای اجتماعی شکل بگیرد. در این میان، گروه تلگرامی منسوب به او هم با 1533 عضو و ادمینی خودش و یاوری گروه داتوان، به یکی از عجیبترین فضاهای مجازی فارسی تبدیل شده است. جایی که آدمها انگار بیشتر از آنکه دنبال گفتوگو باشند، آمدهاند رد یک راز را پی بگیرند.
فضای گروه از همان لحظه ورود، حالوهوای خاصی دارد. نه شبیه گروههای اقتصادی رسمی است، نه شبیه جمعهای دوستانه تلگرام. بیشتر به لابی یک هتل بزرگ شباهت دارد. آدمهایی که مدام وارد میشوند، چند دقیقهای دوروبر را نگاه میکنند، شاید چیزی بنویسند و بعد ناپدید شوند.
در این گروه، همهچیز خیلی سریع تغییر میکند. اعضا بالا و پایین میشوند، پیامها پشتسرهم میآیند، چند حساب از گروه حذف میشود و ناگهان بحث تازهای شکل میگیرد. اما زیر همه این رفتوآمدها، یک حس مشترک جریان دارد: انتظار. انگار خیلیها منتظرند اتفاقی ناگهانی رخ بدهد.
ارتش آیدیهای ناشناس
اولین چیزی که توجه را جلب میکند، مدل عجیب اعضاست. از اسمهای واقعی و رسمی گرفته تا آیدیهایی که بیشتر شبیه نام پروژههای رمزارزیاند. بعضیها تصویر کتوشلوار رسمی گذاشتهاند، بعضی لوگوی بیتکوین و بعضی فقط یک عکس تاریک و بینام.
فضای گروه پر از حسابهایی است که هویت روشنی ندارند. تعداد اکانتهای حذفشده هم کم نیست. در میان اسامی اعضا، مدام با “Deleted Account” روبهرو میشوی. انگار آدمها میآیند، مدتی فضا را زیر نظر میگیرند و بعد ترجیح میدهند بیصدا محو شوند.
همین ناشناس بودن، حالوهوایی مبهم به گروه داده است. هیچکس دقیق نمیداند چه کسی واقعاً عضو قدیمی است، چه کسی فقط تماشاگر است و چه کسی شاید برای رصد کردن فضا آمده باشد. گاهی حس میکنی بیش از نیم گروه را آدمهایی تشکیل دادهاند که فقط نگاه میکنند و حرفی نمیزنند.
سکوتهایی که بیشتر از پیامها معنا دارند
در خیلی از گروههای تلگرامی، محتوا از دل بحثها بیرون میآید. اینجا اما گاهی سکوت مهمتر از حرفهاست.
آنلاین شدن ادمین، تغییر عکس پروفایل، چند ساعت غیبت یا حتی پاک شدن یک پیام، میتواند موجی از تحلیل راه بیندازد. بعضی کاربران از کوچکترین جزئیات، نتیجههای بزرگ میگیرند.
اگر ادمین چند ساعت آنلاین شود، عدهای میگویند حتماً خبری در راه است. اگر سکوت طولانی شود، بعضیها برداشت میکنند پشت پرده اتفاقی افتاده. فضای گروه، دائماً میان حدس و خیال حرکت میکند. در واقع، چیزی که گروه را زنده نگه داشته، بیشتر از هر چیز «ابهام» است. ابهامی که سالها دور نام بابک زنجانی شکل گرفته و هنوز هم ادامه دارد.
جایی میان واقعیت و افسانه
برای خیلی از اعضای گروه، بابک زنجانی فقط یک متهم اقتصادی نیست. او به شخصیتی تبدیل شده که انگار هنوز داستانش تمام نشده است.
بعضیها از او مثل یک نابغه اقتصادی حرف میزنند. کسی که توانسته بود در دوران تحریم، شبکهای پیچیده از ارتباطات مالی و تجاری ایجاد کند. بعضی دیگر، همچنان او را نماد فساد میدانند. این دو نگاه کاملاً متضاد، کنار هم در گروه وجود دارد و همین تضاد، فضای آن را جذابتر کرده است. نکته جالب اینجاست که حتی کسانی که نگاه مثبتی به زنجانی ندارند هم گروه را ترک نمیکنند. انگار خود شخصیت او، صرفنظر از قضاوتها، هنوز کشش دارد.
در سالهایی که اقتصاد ایران پر از نااطمینانی شده، چهرههایی مثل زنجانی برای بخشی از جامعه جذابیت ویژه پیدا میکنند. آدمهایی که زندگیشان ترکیبی از ثروت، قدرت، سقوط، رمزآلودگی و شایعه است.
گروهی که بوی پول میدهد
فضای اقتصادی گروه خیلی پررنگ است. بحث پول تقریباً در همه چیز حضور دارد. از پروژههای احتمالی گرفته تا حرفهای مربوط به سرمایهگذاری و آینده اقتصاد دیجیتال. در میان اعضا، تعداد زیادی آیدی مرتبط با رمزارز دیده میشود. بعضیها عکس بیتکوین و تتر گذاشتهاند، بعضی اسم توکنها را روی پروفایلشان نوشتهاند و بعضی هم مدام درباره بازار کریپتو حرف میزنند.
کمکم این حس شکل میگیرد که بخشی از اعضا، گروه را فقط برای کنجکاوی دنبال نمیکنند؛ آنها امیدوارند شاید روزی خبری اقتصادی از دل همین فضا بیرون بیاید. شاید هم سیگنالهای مالی را از سفیدی بین خطوط نوشتار، جستجو میکنند. بعضیها تصور میکنند اگر بابک زنجانی دوباره با تمام ظرفیتاش به میدان اقتصاد برگردد، مسیرش از فناوری مالی و رمزارز میگذرد. همین احتمال، برای خیلیها
کافی است که در گروه بمانند
در واقع، گروه چیزی شبیه بازار شایعات اقتصادی شده است. بازاری که در آن، هر حرف کوچکی میتواند تبدیل به تحلیل بزرگ شود.
شبیه باشگاه هواداران یک سلبریتی
یکی از عجیبترین بخشهای ماجرا، نوع رابطه بعضی اعضا با خود زنجانی است. در بخشی از پیامها، لحن کاربران بیشتر شبیه هواداران یک چهره مشهور است تا دنبالکنندگان یک متهم اقتصادی. بعضیها با احترام از او یاد میکنند، بعضیها برایش آرزوی بازگشت میکنند و بعضی هم کوچکترین فعالیتش را با هیجان دنبال میکنند. همین مسئله باعث شده گروه، گاهی بیشتر شبیه فنکلاب باشد تا یک فضای اقتصادی.
از آن طرف، گروهی هم هستند که فقط برای تماشای حاشیهها آمدهاند. آنها بحثها را دنبال میکنند، پیامها را میخوانند و بیشتر از خود خبرها، از واکنش آدمها لذت میبرند.
جایی برای روایتهای موازی
قدرت اصلی چنین گروههای تلگرامی، در این است که میتوانند روایتی متفاوت از روایت رسمی بسازند. در رسانههای رسمی، تصویر بابک زنجانی تقریباً همیشه با پروندههای قضایی و بدهیهای نفتی همراه بوده است. اما در گروه تلگرامیاش، تصویر دیگری هم وجود دارد. تصویری از مردی با ارتباطات گسترده، نفوذ اقتصادی و توانایی بازگشت و نقشآفرینی. همین تفاوت روایت، باعث شده بعضی اعضا احساس کنند در حال دیدن بخشی از واقعیتاند که بیرون از گروه دیده نمیشود.
تلگرام در سالهای اخیر تبدیل به جایی شده که روایتهای موازی در آن شکل میگیرند. روایتهایی که گاهی از خود واقعیت هم مهمتر میشوند. گروه بابک زنجانی دقیقاً یکی از همین فضاهاست.
آدمهایی که دنبال «اتفاق بزرگ» هستند
اگر چند روز در گروه بمانی، کمکم متوجه میشوی چیزی که اعضا را کنار هم نگه داشته، فقط علاقه به بابک زنجانی یا حتی تنفر از او نیست. حس انتظار برای یک اتفاق بزرگ است. خیلیها امید دارند خبری ناگهانی منتشر شود. پروژهای تازه، فعالیت اقتصادی جدید یا تغییری که دوباره نام زنجانی را به مرکز توجه برگرداند. این انتظار دائمی، فضای گروه را زنده نگه میدارد. حتی وقتی هیچ اتفاقی نمیافتد، باز هم حس تعلیق وجود دارد. شاید دلیل اصلی جذابیت گروه همین باشد. این تصور که هنوز، برخی چیزها تمام نشده است.
تصویر کوچکشدهای از جامعه امروز
گروه تلگرامی بابک زنجانی، فقط درباره خود او نیست. این فضا تا حد زیادی تصویر بخشی از جامعه امروز ایران هم هست. جامعهای خسته از فشار اقتصادی، بیثباتی و رؤیای موفقیت ناگهانی. در چنین فضایی، شخصیتهایی که بوی ثروت و قدرت میدهند، همچنان توجه جلب میکنند. حتی اگر پیرامونشان انبوهی از حاشیه و ابهام وجود داشته باشد.
خیلی از اعضای گروه شاید هیچوقت به چیزی که انتظارش را میکشند نرسند. شاید خبری که دنبالش هستند هیچوقت منتشر نشود. شاید تمام این فضا فقط بر پایه کنجکاوی و خیال شکل گرفته باشد. اما واقعیت این است که همین تعلیق، همین حس «شاید»، آدمها را در گروه نگه داشته است. و شاید مهمترین راز این گروه هم همین باشد. اتاقی مجازی که در آن، شایعه، امید، اقتصاد، هیجان و رؤیای پولدار شدن، کنار هم زندگی میکنند.
سرزمین فرواردهای میلیونی
گروه بابک زنجانی، مثل همه گروه های دیگر، سرشار از فروارد است. ایرانی که باشی، در گروه شارژ ساختمان، قرار دیدار دوستان قدیم دبیرستانی و دانشگاهی، تبادل قیمت پیاز و پسته و…، باز هم غلبه محتوا با مطالب سیاسی و خبری فرواردی است. بی آن که ارسال کننده، به حوصله مخاطب و صحت اطلاعات اهمیت دهد. بخش زیادی از گفتوگوها با فوروارد خبرها شروع میشود؛ از توییتهای اقتصادی تا خبرهای قدیمی و تحلیلهای یوتیوبی. گاهی یک اسکرینشات نامشخص ساعتها موضوع بحث میشود. البته گروه همیشه شلوغ نیست. بعضی روزها سکوت سنگینی روی آن میافتد، اما کافی است خبری درباره زنجانی منتشر شود تا ناگهان صدها پیام سرازیر شود. شاید نیمهشب، وقتی دوباره ادمین برای چند دقیقه آنلاین شود، موج تازهای از حدس و تحلیل در گروه راه بیفتد. گروهی که هنوز برای خیلیها بوی اتفاق و شگفتی میدهد.



