کمرونقی گالریها؛ وقتی هنر به حاشیه رانده میشود

الهه کاکایی ، هنر تجسمی، یکی از ارکان مهم فرهنگ هر جامعهای است. این هنر، از نقاشیها و مجسمهها گرفته تا آثار دیجیتال، نهتنها زبان زیباییشناسی است، بلکه میتواند بازتابی از جامعه، هویت و چالشهای آن باشد. اما در ایران، گالریهای هنری که باید قلب تپنده این هنر باشند، این روزها با کمرونقی و چالشهای مالی دستوپنجه نرم میکنند. چرا گالریهای ایران در بازاری که ظاهراً باید پر از فرصت باشد، اینچنین از رونق افتادهاند؟
یکی از دلایل اصلی این رکود، مشکلات اقتصادی گسترده در کشور است. با افزایش هزینههای زندگی و کاهش قدرت خرید مردم، هنر از اولویتهای بسیاری از خانوادهها خارج شده است. وقتی هزینههای اساسی مانند مسکن، خوراک و آموزش، سهم بزرگی از درآمد خانوارها را میبلعند، خرید آثار هنری بهعنوان یک کالای لوکس، به حاشیه رانده میشود.
در چنین شرایطی، گالریها که به فروش آثار هنری وابستهاند، با کاهش شدید تقاضا روبهرو شدهاند. حتی خریداران بالقوه، بهدلیل نوسانات شدید اقتصادی و نگرانی از آینده، ترجیح میدهند از سرمایهگذاری در هنر خودداری کنند. این در حالی است که در بازارهای جهانی، آثار هنری اغلب بهعنوان یکی از گزینههای جذاب سرمایهگذاری شناخته میشوند.
مشکل دیگر، عدم حمایتهای مالی کافی از سوی دولت و بخش خصوصی است. در بسیاری از کشورها، دولتها بودجههای ویژهای برای حمایت از گالریها و هنرمندان تخصیص میدهند. این حمایتها میتوانند شامل معافیتهای مالیاتی، ارائه تسهیلات یا یارانههای خاص برای گالریها باشند. اما در ایران، بسیاری از گالریها باید بهطور مستقل فعالیت کنند و این استقلال، آنها را در برابر بحرانهای مالی آسیبپذیر میکند.
افزایش هزینههای عملیاتی گالریها نیز بر مشکلات افزوده است. اجاره مکان، هزینههای نگهداری، تبلیغات و برگزاری نمایشگاهها، فشار مالی زیادی بر گالریداران وارد میکند. با توجه به اینکه فروش آثار هنری بهاندازهای نیست که این هزینهها را پوشش دهد، بسیاری از گالریها ناچار به تعطیلی میشوند.
علاوه بر این، فرهنگ عمومی جامعه نیز تأثیر قابلتوجهی بر وضعیت گالریها دارد. هنر تجسمی در بسیاری از جوامع بهعنوان بخشی از زندگی روزمره مردم پذیرفته شده است. اما در ایران، آگاهی عمومی نسبت به اهمیت هنر و حمایت از آن پایین است. بسیاری از مردم هنر را تنها بهعنوان یک فعالیت تزئینی یا تفریحی میبینند و کمتر به ارزش فرهنگی و اقتصادی آن توجه میکنند.
نبود زیرساختهای آموزشی کافی در زمینه اقتصاد هنر نیز یکی دیگر از موانع پیش روی گالریهاست. بسیاری از هنرمندان و گالریداران، دانش کافی در زمینه مدیریت مالی، بازاریابی و استراتژیهای فروش ندارند. این ناآگاهی باعث میشود که نتوانند آثار خود را بهدرستی معرفی و به فروش برسانند.
همچنین، رقابت با پلتفرمهای دیجیتال چالشی تازه برای گالریهای سنتی ایجاد کرده است. در سالهای اخیر، بسیاری از هنرمندان ترجیح دادهاند آثار خود را از طریق شبکههای اجتماعی یا پلتفرمهای آنلاین به نمایش بگذارند. این روشها، هزینههای کمتری دارند و مخاطبان بیشتری را به خود جذب میکنند. اما این موضوع به قیمت کاهش مراجعه حضوری به گالریها تمام شده است.
از سوی دیگر، عدم شفافیت در قیمتگذاری آثار هنری نیز یکی از عواملی است که به کاهش اعتماد خریداران منجر شده است. برخی خریداران از قیمتهای بالای آثار هنری یا تفاوت زیاد قیمتها در گالریهای مختلف ناراضی هستند. این نارضایتی، بازار هنر تجسمی را بیشتر تحتفشار قرار داده است.
اما چه راهکارهایی میتوان برای رونقبخشیدن به گالریهای هنری در ایران پیشنهاد کرد؟
- آموزش و آگاهیبخشی: برگزاری دورههای آموزشی در زمینه اقتصاد هنر، بازاریابی و مدیریت گالری میتواند به ارتقای مهارتهای گالریداران کمک کند.
- حمایت دولتی و خصوصی: اختصاص بودجههای حمایتی برای گالریها و هنرمندان، میتواند انگیزهای برای فعالیتهای بیشتر ایجاد کند.
- تقویت فرهنگ عمومی: افزایش آگاهی جامعه نسبت به اهمیت هنر و نقش آن در اقتصاد، میتواند تقاضا برای آثار هنری را افزایش دهد.
- استفاده از فناوریهای دیجیتال: گالریها میتوانند با ایجاد پلتفرمهای آنلاین یا همکاری با شبکههای اجتماعی، دسترسی بیشتری به مخاطبان خود داشته باشند.
گالریهای هنری، قلب تپنده هنر تجسمی در هر جامعهای هستند. حفظ و رونق آنها، نهتنها به معنای حمایت از هنرمندان است، بلکه به غنیسازی فرهنگ عمومی و ایجاد فضایی برای تبادل ایدهها و زیباییشناسی کمک میکند. با وجود چالشهای کنونی، با اتخاذ استراتژیهای مناسب، میتوان امید داشت که گالریهای ایران بار دیگر به نقطه اوج خود بازگردند.