بازارمالیصنعت و بازرگانی

هرس کردن شاخه‌های بی‌ثمر اقتصاد

مهدی خاکی فیروز، هر سال در اسفندماه، زمانی که سرمای زمستان رو به پایان است و بهار در راه، باغبانان به هرس درختان و گل‌های باغچه می‌پردازند. شاخه‌های خشک، بی‌ثمر و بیمار را قطع می‌کنند تا درختان و گل‌ها بتوانند انرژی خود را بر شاخه‌های سالم متمرکز کنند. این کار باعث رشد بهتر گیاهان می‌شود و باغچه‌ای منظم، سرزنده و زیبا خلق می‌کند که با جنگلی بی‌نظم و درهم، که در آن شاخه‌های شکسته و بیمار همچنان بر درختان باقی مانده‌اند، تفاوت دارد. این همان اصلی است که در اقتصاد نیز باید به کار گرفت؛ هرس کردن بخش‌های ناکارآمد، چه در سطح کلان یک کشور، چه درون یک بنگاه اقتصادی و حتی در ذهن یک فرد خلاق، ضرورتی برای پیشرفت و شکوفایی است.

کشورها منابع محدودی دارند و اگر این منابع به درستی تخصیص نیابند، رشد اقتصادی متوقف خواهد شد. بسیاری از کشورها به‌دلیل عدم تشخیص مزیت‌های نسبی خود، سرمایه‌های خود را در صنایعی که توان رقابتی ندارند، هدر می‌دهند. حمایت‌های بی‌رویه از بخش‌هایی که بدون یارانه‌های دولتی قادر به بقا نیستند، مانند آبیاری درختی بیمار است که میوه‌ای نمی‌دهد و منابع ارزشمند آب و خاک را از سایر گیاهان می‌گیرد. سیاست‌گذاران اقتصادی باید جرأت داشته باشند تا به جای پافشاری بر صنایع زیان‌ده، سرمایه را به بخش‌هایی هدایت کنند که بازدهی و رقابت‌پذیری بالاتری دارند. کشورهایی که در مسیر توسعه قرار گرفته‌اند، دقیقاً همین اصل را رعایت کرده‌اند؛ آنها صنایعی را که دیگر پاسخگوی نیازهای اقتصادی نبودند، کنار گذاشتند و بر حوزه‌هایی متمرکز شدند که امکان رشد و نوآوری داشتند.

در سطح شرکت‌ها و بنگاه‌های اقتصادی نیز همین قاعده صدق می‌کند. بسیاری از شرکت‌ها به‌دلیل وابستگی احساسی به برخی بخش‌های خود، از تعطیلی آنها اجتناب می‌کنند، حتی اگر این بخش‌ها سال‌هاست که زیان‌ده هستند. اما مدیران موفق می‌دانند که منابع مالی و انسانی نباید در بخش‌هایی صرف شود که نتیجه‌ای جز اتلاف انرژی ندارند. گاهی توقف یک پروژه زیان‌ده، به معنای آزادسازی منابع برای سرمایه‌گذاری در ایده‌هایی است که می‌توانند آینده شرکت را تضمین کنند. بسیاری از شرکت‌های موفق جهان، از جمله آمازون، گوگل و تسلا، همواره بخش‌هایی از کسب‌وکار خود را که دیگر توجیه اقتصادی نداشتند، تعطیل کرده‌اند تا بتوانند در زمینه‌های سودآورتر سرمایه‌گذاری کنند.

این اصل در زندگی فردی نیز اهمیت دارد. ذهن انسان، مانند یک درخت پرشاخه، همواره در حال تولید ایده‌های جدید است. اما همه این ایده‌ها ارزش دنبال کردن ندارند. نویسندگان، هنرمندان و کارآفرینان موفق، آنهایی هستند که یاد گرفته‌اند چگونه از میان انبوه افکار و طرح‌های خود، فقط بر بهترین‌ها تمرکز کنند. بسیاری از افراد به‌دلیل عدم توانایی در کنار گذاشتن ایده‌های کم‌اهمیت، زمان و انرژی خود را در مسیرهایی تلف می‌کنند که در نهایت آنها را به جایی نمی‌رساند. اما فردی که بتواند ذهن خود را هرس کند، همانند باغبانی که شاخه‌های اضافی را می‌زند، می‌تواند بر مسیرهای پربازده تمرکز کند و نتایج ارزشمندی به دست آورد.

هرس کردن در هر سطحی-کشور، بنگاه اقتصادی یا ذهن فردی-نیازمند شجاعت و قاطعیت است. گاهی باید شاخه‌هایی را که زمانی مفید بودند اما اکنون تنها مصرف‌کننده منابع هستند، کنار گذاشت. این تصمیمات در کوتاه‌مدت ممکن است دشوار و حتی دردناک باشند، اما در بلندمدت منجر به شکوفایی، رشد و بهره‌وری خواهند شد. همان‌طور که باغبانی که در اسفند شاخه‌های اضافی را هرس می‌کند، در بهار از شکوفه‌های زیبا و در تابستان از میوه‌های سالم لذت می‌برد، اقتصادی که بتواند بخش‌های ناکارآمد خود را کنار بگذارد، در آینده‌ای نزدیک شاهد شکوفایی و پویایی خواهد بود.

گوشی تو چک کن
مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا