بازارمالیسبک زندگی

عیدی یا دیه‌ی عاطفی؟! هزینه‌ی زنده ماندن در فامیل!

بابک نبی ، نوروز آمد! درختان شکوفه کردند، پرستوها بازگشتند و مردم… حساب‌های بانکی‌شان را چک کردند! بله، اینجا ایران است، جایی که عیدی دادن و گرفتن از یک سنت دلنشین به یک مسابقه‌ی دلهره‌آور بقا تبدیل شده است.

در روزگار قدیم، بزرگ‌ترها با نگاهی سرشار از کرامت، دست در جیب می‌کردند، اسکناس نو را از میان بسته‌های مرتب‌شده بیرون می‌کشیدند و به دستان کوچک کودکان می‌سپردند. کودک چشم‌هایش را از خوشحالی گرد می‌کرد، آن را به لب‌هایش می‌چسباند، بو می‌کشید و در دل آرزو می‌کرد که کل سالش مثل بوی تازه‌ی آن اسکناس باشد. اما حالا؟

حالا بزرگ‌ترها در دل، ماشین‌حساب ذهنی‌شان را روشن می‌کنند:
«ببینم، پسرخاله یک بچه داره، خواهرزن دو تا، عمو سه تا… وایسا ببینم، اون پسربچه‌ی جدید توی فامیل کیه؟ باید به اونم عیدی بدم؟!»
نتیجه‌ی این محاسبات عموماً یک چیز است: لبخندهای تصنعی، سرفه‌های مصلحتی و در نهایت، بهانه‌هایی از جنس «ما دیگه از سن عیدی دادن رد شدیم!»

از سوی دیگر، کودکان هم در این بازی بی‌رحم اقتصاد، استاد چانه‌زنی شده‌اند. دیگر اسکناس هزار تومانی شور و شعفی در دل‌شان ایجاد نمی‌کند؛ آنها تورم را بهتر از هر اقتصاددانی درک کرده‌اند! کودک دهه نودی وقتی یک پنجاه‌هزار تومانی می‌بیند، نگاهی عاقل‌اندر‌سفیه به بزرگ‌ترها می‌اندازد و می‌گوید:
«این که پول یه پفک هم نیست!»

خود بزرگ‌ترها هم به دو دسته تقسیم می‌شوند: آنهایی که از ترس بی‌آبرویی، وام می‌گیرند و عیدی‌های درخور می‌دهند، و آنهایی که با ترفندهای خاص، از این رسم جان سالم به در می‌برند. عده‌ای، در این روزهای پرچالش، استراتژی‌هایی پیشرفته اتخاذ کرده‌اند. مثلاً برخی به جای پول نقد، بسته‌های فرهنگی هدیه می‌دهند:
«بچه‌جان، این کتاب برای آینده‌ات خیلی مفیده! از الان شروع کن، بلکه دکتر بشی!»

و دسته‌ی حرفه‌ای‌تری از بزرگ‌ترها، با آغوش باز پذیرای عیدی گرفتن شده‌اند! بله، برخی از آن‌ها که روزگاری دست و دلباز بودند، حالا می‌دانند که زمان تغییر کرده است. در گوشه‌ای از مهمانی، آهسته به نوه‌ی کوچک‌ترشان چشمک می‌زنند و می‌گویند:
«برو ببین عمو چی بهت داده، بعدش نصفش رو بیار برای بابابزرگ!»

و این‌گونه است که اقتصادِ بی‌رمقِ ما، حتی در روزهای عید هم فرصت استراحت ندارد! در این وانفسای مالی، شاید بهتر باشد که به جای تکیه بر اسکناس، به روش‌های دیگری از عیدی فکر کنیم؛ مثلاً یک خاطره‌ی شیرین، یک لطیفه‌ی دلنشین، یا حتی یک کاسه‌ی آش داغ که وسط سفره‌ی هفت‌سین بگذاریم و بگوییم:
«این آش را از جان و دل پخته‌ام، نوش جان!»

شاید روزی برسد که ارزش عیدی نه در عدد روی اسکناس، بلکه در میزان عشق و محبت نهفته در آن باشد. اما تا آن روز، بهتر است قبل از نوروز، کمی پس‌انداز کنیم، چند اسکناس نو تهیه کنیم و البته، بهانه‌هایی آماده کنیم برای زمانی که پول‌هایمان تمام شد!

گوشی تو چک کن
مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا