
بابک نبی، وقتی نام نسل زد به گوش میرسد، تصویری از جوانانی که با سرعت تکنولوژی رشد کردهاند در ذهن مینشیند. نسلی که با شبکههای اجتماعی نفس میکشد، با سرعت اینترنت میدود و با رویای تغییر جهان بیدار میشود. اما در دنیای کسبوکار، این نسل گاهی زیر سایهٔ تردید و سوءتفاهم پنهان میماند.
کارفرمایان زیادی هستند که با نگاهی از سر شک به نسل زد مینگرند. در پس لبخندهای این نسل، نشانههایی از رفتارهایی میبینند که سرمایهگذاری روی آنها را به معمایی پرخطر بدل میکند. اولین واژهای که در توصیف این نسل به کار میآید، صبر پایین است. انتظار برای نتیجه، در قاموس بسیاری از این جوانان، جایی ندارد. آنها میخواهند از همان روز اول، جرقهای از موفقیت را ببینند. همین موضوع باعث میشود پروژههایی که نیاز به صبر و تحمل دارند، برایشان سنگین به نظر برسد.
از سوی دیگر، تعهد شغلی که برای نسلهای پیشین بهمثابه ستون اخلاقی بود، برای بسیاری از جوانان نسل زد رنگباخته است. این نسل به جای ریشه دواندن در یک شغل یا سازمان، بیشتر شبیه به پرندگانی است که از شاخهای به شاخهای دیگر میپرند. جستجوی معنا و تجربههای تازه، تعهدی کهنه را از اولویتهایشان دور کرده است. برای آنها، وفاداری به شغلی که با ارزشهایشان هماهنگ نباشد، معنایی ندارد و این تغییر رویکرد، بسیاری از مدیران را با پرسشهای دشواری مواجه کرده است.
اصول اخلاقی که با آن بزرگ شدهاند، نیز گاه با ارزشهای سنتی کسبوکارها در تضاد است. برای نسل زد، کار فقط ابزار درآمد نیست؛ باید انعکاسی از هویت و باورهایشان باشد. هرچند این رویکرد، شور و انرژی تازهای به محیط کار میآورد، اما برای سازمانهایی که اصول ساختارمندتری دارند، چالشی پیچیده ایجاد میکند. آنان به دنبال انعطافپذیری و آزادی عمل بیشتری هستند و اگر این خواستهها برآورده نشود، بهسادگی مسیر دیگری را انتخاب میکنند.
ماجرا به همینجا ختم نمیشود. این نسل با زبان متفاوتی ارتباط برقرار میکند. زبان آنها تلفیقی است از سرعت، خلاقیت و میل به تغییر. درک این زبان برای کارفرمایانی که در دنیای کلاسیک مدیریت رشد کردهاند، آسان نیست. همین شکاف ارتباطی، بهسادگی میتواند سوءتفاهمها را عمیقتر کند. برای مثال، رویکرد نسل زد به فناوری، بهطور طبیعی برایشان ابزاری روزمره و ضروری است؛ اما برای برخی مدیران، شاید نشانهای از حواسپرتی یا کمتوجهی به کار تلقی شود.
کارفرمایان در مواجهه با این نسل، گاهی میان امید و ناامیدی در نوساناند. از سویی، این نسل سرشار از ایدههای تازه است؛ از سوی دیگر، رفتارهایشان چالشهایی را رقم میزند که تصمیمگیری برای استخدام و سرمایهگذاری روی آنها را دشوار میکند. با این حال، نباید نادیده گرفت که این نسل، خواهان محیطهایی است که الهامبخش و پویا باشد. سازمانهایی که توانایی درک این نیازها را داشته باشند، ممکن است در بلندمدت از خلاقیت و نوآوری نسل زد بهرهمند شوند.
شاید آینده نشان دهد که این تفاوتها به جای فاصله، پلی به سوی تحول خواهند بود. نسل زد، با همهٔ پیچیدگیها و تفاوتهایش، بازتابی از تغییرات شگرف دنیای مدرن است. شاید زمان آن رسیده که به جای تردید، با نگاهی تازه به این نسل بنگریم و از ظرفیتهای نهفته در رفتارها و باورهایشان برای خلق آیندهای بهتر بهره ببریم. این نسل، اگرچه گاهی ناشناخته و غیرقابل پیشبینی به نظر میرسد، اما در دل خود، نیرویی عظیم برای تحول و پیشرفت را حمل میکند.