
حمد حاجی مومنی، در حالی که تغییرات اقلیمی به یکی از بزرگترین چالشهای قرن بیستویکم تبدیل شده است، دولتها و شرکتها با یک پرسش اساسی مواجه هستند: آیا سیاستهای سبز یک هزینه اقتصادی سنگین محسوب میشوند یا فرصتی برای رشد و توسعه پایدار؟ پذیرش اقتصاد پایدار نیازمند تغییرات اساسی در زیرساختها، قوانین و شیوههای تولید است. اما آیا این مسیر برای کشورها و سرمایهگذاران توجیه اقتصادی دارد؟
اقتصاد پایدار چیست و چرا اهمیت دارد؟
اقتصاد پایدار به مدلی از توسعه اقتصادی گفته میشود که بدون آسیب رساندن به محیطزیست و منابع طبیعی، به رشد و رفاه جوامع کمک میکند. این مدل شامل موارد زیر است:
- استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر بهجای سوختهای فسیلی
- کاهش انتشار گازهای گلخانهای و اجرای سیاستهای کربنزدایی
- مدیریت منابع طبیعی برای حفظ تنوع زیستی و اکوسیستمها
- بازیافت و اقتصاد چرخشی برای کاهش تولید زباله و استفاده مجدد از مواد
چرا برخی سیاستهای سبز را هزینهبر میدانند؟
اجرای سیاستهای زیستمحیطی معمولاً نیازمند سرمایهگذاریهای کلان است. برخی از چالشهای اقتصادی که مخالفان مطرح میکنند، عبارتند از:
- هزینههای بالای انتقال به انرژیهای تجدیدپذیر
- زیرساختهای انرژیهای خورشیدی و بادی نیازمند سرمایهگذاری اولیه بالایی هستند.
- افزایش هزینههای تولید برای صنایع سنتی
- شرکتهایی که به سوختهای فسیلی و فرآیندهای آلاینده وابسته هستند، مجبور به تغییر فناوری و کاهش آلایندگی میشوند که این موضوع هزینهبر است.
- کاهش رشد اقتصادی در کوتاهمدت
- برخی کشورها نگران هستند که سیاستهای سختگیرانه محیطزیستی باعث کاهش رشد اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری شود.
- مقاومت صنایع سنتی و لابیهای اقتصادی
- صنایعی مانند نفت و گاز که سود زیادی از مدلهای اقتصادی فعلی میبرند، تمایل زیادی به تغییر ندارند و سیاستگذاران را تحت فشار قرار میدهند.
چگونه سیاستهای سبز به فرصت اقتصادی تبدیل میشوند؟
در مقابل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که سیاستهای سبز نهتنها هزینهبر نیستند، بلکه یک سرمایهگذاری بلندمدت محسوب میشوند که منجر به رشد اقتصادی پایدار میشود. دلایل این دیدگاه عبارتند از:
- ایجاد مشاغل جدید در بخش انرژیهای پاک
- رشد انرژیهای خورشیدی، بادی و صنایع بازیافتی میتواند میلیونها شغل جدید ایجاد کند.
- کاهش هزینههای بهداشتی و زیستمحیطی
- کاهش آلودگی هوا و تغییرات اقلیمی میتواند هزینههای درمانی و آسیبهای ناشی از بلایای طبیعی را کاهش دهد.
- افزایش بهرهوری انرژی و کاهش هزینههای عملیاتی
- فناوریهای جدید به کسبوکارها کمک میکند تا مصرف انرژی خود را بهینه کنند و هزینههای جاری را کاهش دهند.
- جذب سرمایهگذاریهای بینالمللی
- بسیاری از سرمایهگذاران و بانکهای جهانی اکنون بهدنبال پروژههای سبز هستند و کشورهایی که در این زمینه پیشرو باشند، سرمایههای بیشتری جذب خواهند کرد.
- افزایش رقابتپذیری در بازارهای جهانی
- کشورهای پیشرو در فناوریهای سبز، از مزیت رقابتی بیشتری در تجارت بینالمللی برخوردار خواهند شد.
نمونههایی از موفقیت سیاستهای سبز
- دانمارک – پیشرو در انرژیهای تجدیدپذیر
- دانمارک با سرمایهگذاری در انرژی بادی، اکنون بیش از ۵۰٪ برق خود را از منابع تجدیدپذیر تأمین میکند و هزینههای انرژی خود را کاهش داده است.
- آلمان – انقلاب صنعتی سبز
- سیاستهای حمایتی دولت آلمان باعث رشد چشمگیر انرژیهای خورشیدی و بادی و کاهش وابستگی به زغالسنگ شده است.
- چین – سرمایهگذاری عظیم در خودروهای برقی
- چین با حمایت از تولید خودروهای الکتریکی و توسعه زیرساختهای شارژ، به یکی از بزرگترین بازارهای خودروهای برقی در جهان تبدیل شده است.
آیا دولتها آماده پذیرش اقتصاد پایدار هستند؟
با وجود پیشرفتهای قابلتوجه در سیاستهای سبز، هنوز چالشهای زیادی در مسیر پذیرش کامل این مدل اقتصادی وجود دارد:
- برخی کشورها به دلیل وابستگی به صنایع سنتی، هنوز برنامههای جامعی برای کربنزدایی ندارند.
- عدم هماهنگی سیاستهای جهانی و رقابتهای ژئوپلیتیکی ممکن است اجرای این تغییرات را کند کند.
- برای موفقیت، دولتها باید از مدلهای مالی جدید، مانند یارانههای سبز و مشوقهای مالیاتی، برای حمایت از اقتصاد پایدار استفاده کنند